">
شلاق زدن دختر پاکستانی در ملاء عام
عمل وحشیانه شلاق زدن دختر هفده ساله پاکستانی توسط مردان بنیادگرای اسلامی در ملاء عام در "سوات ولی" پاکستان
جهت اعمال فشار بر دولت پاکستان در مورد نقض کامل حقوق بشر در حق زنان بی پناه, در آدرس زیر اعتراض نامه خود را جهت ارسال به
- دادگاه بین المللی
- سازمان ملل
- سازمان بین المللی حقوق بشر
- سازمان عفو بین الملل
- کاخ سفید, رئیس جمهوری آقای اوباما و خانم هیلاری کلینتون
- سفارت پاکستان در ایالات متحده
- سفارت ایالات متحده در پاکستان
را پر کنید
|
|

سرمایه، نگار حسینی: پیش از ظهر دیروز، یک جانباز شیمیایی پس از موفق نشدن برای ملاقات با نماینده حوزه انتخابی اش، مقابل مجلس شورای اسلامی خود را به آتش کشید و جان سپرد. هرچند تا لحظه نوشتن این گزارش هنوز جانباز بودن این فرد اثبات نشده است اما موضوع از آنجا اهمیت بیشتری می یابد که بعد از گذشت کمتر از سه هفته از خودسوزی یکی از اهالی بم مقابل ساختمان ریاست جمهوری، این دومین باری است که در بهمن ماه سال جاری شهروندان ایرانی مقابل ساختمان های حکومتی دست به خودسوزی می زنند. چند سال پیش نیز جانباز دیگری در اعتراض به وضع معیشتی خودسوزی کرده بود. آتش... مرگ ساعت 30:11 دقیقه دیروز مردی حدوداً 50 ساله به ساختمان اداری و محل ملاقات های مجلس مراجعه کرده و خواستار ملاقات با نماینده حوزه انتخابی اش می شود. «وی پس از عدم موفقیت در ملاقات با این نماینده و خروج از مجلس، در خیابان روبه روی مجلس خود را به آتش می کشد.»این روایتی است که محمد علی پرتوی عضو کمیسیون اجتماعی مجلس و نماینده سردشت در مجلس شورای اسلامی به «سرمایه» می گوید: «پس از انتقال مجروح به بیمارستان و جان سپردن او، پسر این مرد همراه نامه ای به مجلس مراجعه می کند و سراغ پدرش را می گیرد...»
http://www.sarmayeh.net/ShowNews.php?35262
------------------------------------------------------------------------------------------
رئيس مجلس با اشاره به خودسوزي فردي در مقابل مجلس گفت: طبق بررسيهاي كه حراست مجلس به عمل آورده است مشخص شده ايشان هيچگونه سابقه جبهه و جنگ و جانبازي نداشته بلكه سابقه زندان و اعتياد و ... داشته است.
به گزارش فارس، علاءالدين بروجردي نماينده بروجرد در جلسه علني امروز مجلس در تذكري آئين نامهاي با استناد به بند 11 ماده 23 آئين نامه داخلي مجلس مربوط به حفظ شأن و جايگاه مجلس گفت: از روز گذشته كه حادثهاي ناگوار مقابل مجلس اتفاق افتاد و فردي با ريختن بنزين روي خود، خودسوزي كرد، در رسانهها، سايتها و روزنامهها علت اين خودسوزي اينگونه اعلام شد كه نمايندگان مجلس به فرد ياد شده اجازه ملاقات نداده بودند.
وي افزود: موضوع جانباز بودن يعني استفاده از جايگاه مقدس جانبازي از ديگر مواردي بود كه رسانهها به آن پرداختند و به افكار عمومي اطلاعرساني كردند كه هر دو مورد خطا و غيرواقعي است.
بروجردي تصريح كرد: بر اساس استعلام صورت گرفته از بنياد شهيد انقلاب اسلامي و استانداري تهران، اين فرد به هيچ وجه سابقه جبهه و جانبازي نداشته است.
وي افزود: نمايندگان تهران جناب آقاي كوثري در تاريخ 25/9/87 به ايشان وقت ملاقات داده و با شنيدن مشكلات ايشان براي او اقدامات لازم را انجام دادند و آقاي كاتوزيان نيز در تاريخ 7/10/87 اقدام مشابهي را انجام دادند و آقاي فدائي نيز در تاريخ 5/11/87 با ايشان ملاقات كردند و مشكلات ايشان را شنيدند و اقدام كردند.
رئيس كميسيون امنيت ملي و سياست خارجي مجلس اظهار داشت: انتظار ما به عنوان مجلس از رسانهها اين است كه چنين خبر حساسي را در اين موقعيت مهم يعني 30 سالگرد پيروزي انقلاب اسلامي كه يك فرد جانباز به علت بيتوجهي خودسوزي كرده است بدون استفسار و دريافت خبر صحيح منتشر نكنند تا افكار عمومي بيهوده نگران شوند.
وي ادامه داد: اين فرد بر اساس مستندات موجود جانباز نبوده و نمايندگان تهران در سه مورد به ايشان اجازه ملاقات دادند و مشكلاتشان را پيگيري كردند و خودسوزي به علت سابقه روحي و رواني ايشان بوده است.
علي لاريجاني رئيس مجلس شوراي اسلامي در پاسخ به اين تذكر با تاكيد بر اينكه تذكر شما بجا بود، اظهار داشت: در بررسي كه حراست مجلس در اين خصوص به عمل آورده است مشخص شده است كه ايشان هيچگونه سابقه جبهه و جانبازي نداشته بلكه سابقه زندان و اعتياد و مشكلاتي از اين دست داشته است كه هيچ ارتباطي با امور جانبازي ندارد.
مگر در زمان راي گيري به معتاد ويا سابقه دار بودن ونبودن راي دهنده توجه ميكنند ؟!
------------------------------------------------------------------------------------------
پيام اين شعله های سرکش
!تقی روزبه
Taghi_roozbeh@blogspot.com
87-11-28 / 16-02-2009
ييانديشيم به نيروی نهفته در واژگان
"بيکاری وبی اعتنائی!"ديروز صبح اتفاق افتاد
. دربرابرمجلس شورای اسلامی! يک انسان مچاله شده ازفقرو بيکاری، پس ازمدتها اين دروآن درزدن و پناه بردن به نمايندگان مجلس برای فرار ازرنج و نکبت آوارشده برخويش، راهی جزآتش زدن به اندام نازنين خود نيافت. شايد ديگر روی برگشتن به خانه و ديدن نگاه منتظر و هراسان فرزندان و همسرش را نداشت وشايد هم ... .هرچه که بود او ديگربه نقطه بی بازگشتی رسيده بود. ديگر زندگی و شرايط حاکم براو قادربه ادامه همزيستی با يکديگرنبودند. درد جان کندن تدريجی امان او را بريده بود.آری اواز زمره لعنت شدگان ومطرودين جامعه بود. ازخيل آنانی که ميليونها نفرشان با همان وضع کمابيش مشابه در خيابانها و دخمه ها و لابلای شکاف های دايما درحال ژرفش جامعه تحت سلطه سرمايه-اسلام محکوم به جان کندن هستند و آنها که باگذرهرروز به لبه پرتگاه هولناکی بنام ورطه فقرمطلق نزديک و نزديک ترمی شوند. آن خيل "بی سروپايانی" که ازشدت گستردگی، تبه کاران حاکم می کوشند حتی با حذف مفهوم ومقوله خط فقرمطلق و عدم اعلام رقم واقعی اشان،وجودشان را انکارکنند و پاک به فراموشی بسپارند: حذف صورت مساله فقرتوسط رژيم مولد فقر؛ مقدمه حذف فيزيکی آنهاست و آتش زدن به خود يکی از پی آمدها و جلوه های آن است. بااين همه گويا در جهان امروز و درعصر رسانه ها حتی يک طرد شده "بی مقدار"هم می تواند لرزه براندام رژيم ودشمنان طبقاتی خود بيافکند: واکنش ها ديدنی است؛ نخست آن سربازآموخته شده ای که درچند قدمی او ايستاده وگوئی که وظيفه نگهبانی ازمجلس دربرابر طردشدگان را حتی بهنگام مواجه با يک انسان آتش گرفته فراموش نمی کند.يک روبات تربيت شده برای حفاظت از سيستم دربرابرخطرشهروندان. دو ديگر، آن تذکرآئين نامه ای رئيس کميسيون امنيت ملی مجلس که بلافاصله دراعتراض به نحوه درج اين خبردر رسانه ها آنها را بباد انتقاد گرفت، که چرا با جانبازشيميائی ناميدن ويا درج بی تفاوتی مجلس به خواستهای وی، اين چنين موجب وهن مجلس و مقامات ونظام شده اند. و درادامه آن اين لاريجانی رئيس مجلس اسلامی است که بروی صحنه می آيد و می گويد که مطابق استعلام از منابع نظام، فرد مزبور نه فقط جانباز نبوده و سابقه جبهه هم نداشته که زندان رفته ومعتاد هم بوده است! وبرای آنکه هيچ حرف وحديث ديگری باقی نماند،عدم تعادل روانی را هم به پرونده قطوروی ضميمه می کند!. گيرم که همه اين پرونده سازی های رايج و شناخته شده درست وعين واقعيت باشند،اما آنچه که نمی تواند درمغز اين"کارگزارفرهيخته" نظام بگنجد آنست که گوئی جانبازبودن و نبودن و يا اعتياد داشتن و نداشتن، که حتی درصورت صحت آنها جزبرگی برجرائم رژيم نمی افزايد،می تواند ذره ای ازاوج فاجعه بکاهد ورنگی باشد برای پوشيده داشتن اين ننگ. به هرصورت، توجيهات کارگزار فرهيخته نظام آنچنان زشت و بدوراز رعايت "ظرافت"های معمول بود، که حتا نماينده ای ازهمان جناح حاکم هم نتوانست تحمل کند. به ميان خبرنگاران رفت و اعلام داشت که شخصا"ازبرخورد رئيس مجلس به اين فرد بسيار ناراحت شدم. اگرمقامات اجرائی به وظيفه خود عمل ميکردند کارباين جا نمی رسيد. اينکه او يک انسان جان بازباشد و يا معمولی فرقی نمی کند. نبايد ازتريبون مجلس اين چنين با حيثيت افراد و خانواده آنها بازی کرد.اين فرد با اقدام خود می خواست پيامی را به مجلس ومسئولان اجرائی بدهد".جالب است که دراين ميان ازنمايندگان باصطلاح اصلاح طلب مجلس هم که ظاهرا خود را مخالف سياست های فلاکت آفرين اقتصادی دولت هم ميدانند، هيچ بخاری برنخاست والبته جزاين همه انتظاری نبود.آنها را چه کار به دغدغه نفرين شدگان! مگرآنها در دوردان 8 ساله خود نشان ندادند که چيزی جز دغدغه شکم سيران را ندارند.
براستی پيام شعله های آتش چه بود؟
!غيراز رقص شعله هائی که ازهرکران پيداست وآن خاکستربجامانده ازپيکرش، اونامه ای هم از خود بجا گذاشته است که درآن علت اقدام خود را بيکاری وبی اعتنائی به سرنوشت خويش عنوان کرده است
. بيکاری وبی اعتنائی! اين دو واژه ای که اگرجان پيدا کنند ومبارزه با آن ها به کنش مطالباتی وفراگيرهمه بيکاران و آن انبوه درشرف پيوستن به لشکرعظيم طرد شدن تبديل گردد، می تواند شعله آتش را نه بجان خود- همان جان های شيفته ای که مدتی پيش ترنمايش اعتراضی و تراژيک مشابهی را درمقابل مقر رياست جمهوری برپاکردند- که به جان نظام حاکم بيافکند.
بر سردر ِ کاروانسرائی
تصویر زنی به گچ کشیدند
ارباب عمايم* این خبر را
از مخبر صادقی شنیدند
گفتند که واشریعتا، خلق
روی زن بی حجاب دیدند
آسیمه سر از درون مسجد
تا سردر ِ آن سرا دویدند
درهای بهشت بسته می شد
مردم همه می جهنمیدند
ایمان و امان به سرعت برق
می رفت که مؤمنین رسیدند
این آب آورد و آن یکی خاک
یک پیچه ز گِل بر او کشیدند
چون شرع نبی ازاین خطر جست
رفتند و به خانه آرمیدند
ایرج میرزا
*ارباب عمايم : عمامه دارها
طرح از : نسترن

طرح از : ابن
"... در تمام دنيا مردمی به لاف زنی ايرانيان وجود ندارد. لاف و گزاف اساس وجود ايرانيان است. هيچ ملتی هم مانند ايرانيان منافق نيست و چه بسا همان موقعی که دارند با تو تعارف ميکنند بايد از شرشان بر حذر باشی... عيب ديگری هم که دارند دروغگوئی است که از حد تصور خارج است. يکی از وزرا به يکی از اعضای سفارت فرانسه می گفت «ما در روز پانصد بار دروغ می گوئيم و با وجود اين کارمان هميشه خرابست»... ايرانيان لبريزند از خودپسندی و شايد بتوان گفت که در تمام دنيا مردمی پيدا نشود که به اين درجه ...
" ( به نقل از"خلقيات ما ايرانيان" محمدعلی جمالزاده)